فاصله ها حرفی برای گفتن داشت گوش ها سنگین دل ها به غم رفتن خرسند بودند آخر غم رفتنش با وجود سکوت سنگینش مثل غنیمت جنگی بود آمدنش ناباورانه و رفتنش سنگین بود یاد حسادت ها دلشان را می آزرد او با حسادت قرابتی نداشت جنس دیگری بود نفهمیدند و رفت و حالا حسرت بر زبانشان جاریست و حس تلخ از ذست دادنش همه را متحیر کرده بود کاش رفتن ما هم سنگین باشد نه بال پرواز خوشحالی دیگری
تقدیم به آنهایی که مهر را در دل می خشکانند و بذر حسادت می کارند
برچسب: گلایه دلتنگی,گلایه دل,گلایه دل شکسته,دلنوشته گلایه,دلنوشته گلایه از خدا,دلنوشته گلایه ای,گلایه های دلم,گلایه های دل,گلایه های دلتنگی,گلایه از دل,
نویسنده: رضا صالحپور