
فاصله ها حرفی برای گفتن داشت گوش ها سنگین دل ها به غم رفتن خرسند بودند آخر غم رفتنش با وجود سکوت سنگینش مثل غنیمت جنگی بود آمدنش ناباورانه و رفتنش سنگین بود یاد حسادت ها دلشان را می آزرد او با حسادت قرابتی نداشت جنس دیگری بود نفهمیدند و رفت و حالا حسرت بر زبانشان جاریست و حس تلخ از ذست دادنش همه را متحیر کرده بود کاش رفتن ما هم سنگین باشد نه بال پرواز خوشحالی دیگریتقدیم به آنهایی که مهر را در دل می خشکانند و بذر حسادت می کارند ...
ادامه مطلب